امروز پیر مردی با معلولیت از ناحیه دست و ناشنوایی سنگین در روز کارمند جهت واگذاری زمین برای مسکن مراجعه کرد خودش که نمی دانست چگونه سازمانش را پیدا کند اما برای یک دانشجوی در مقطع کارشناسی ارشد که در حال تکمیل پایان نامه اش بود سوژه شد و ایشان را ایثارگرانه همراهی کردتا در هفته دولت و روز کارمند و از ارتباط  مستخدم و ارباب بنویسد 

پیرمرد گفت در قبل انقلاب در پارک سی سنگان کار کرده است ولی  بازنشسته نشده و یا مستمری بگیر نیست و خانه ندارد. او امروز بر زخم نداری و زخم خشکیدگی شمشاد نمک پاشید و دردم را تازه کرد.

 مرگ دسته جمعی نهال و درخت شمشاد، این گونه نادر جنگل های خزری ناشی از بیماری بلایت، درد کارشناسی در سطح سازمان نیست !  درد عدم تولید علم  و فکر چگونگی مبارزه است و قبول تصمیم کارشناسی و هزینه کردن برای نسخه صادره گیاهپزشک در درمان این درد است.

متاسفانه درحوزه تحقیقات و پژوهش و دانشگاه و سپس مدیریت کوتاهی محسوس و در این رورها ملموس  شده است. جا داشت حداقل در  5 سال اخیر یک کارشناس مرتبط جنگل و یک کارشناس گیاه پزشک از دیگر کشورهای آلوده به این بیماری بازدید می کردند و ما از تجارب پیشگیری و مبارزه آنها استفاده می کردیم.
سر درگمی کارشناسان و دخالت بی مورد و بی اساس برخی مدعیان، حالا به مثابه  سنگ لای چرخ فعالیت دو سه کارشناس مرتبط با مقابله با این بیماری تلقی می شود

ما با خشکیدگی یک درخت و یا چند صد درخت مواجه نیستیم یک گونه از تیپ جنگلی با خشکیدگی حذف شده است یعنی من بعد  تیپ جنگلی متداول  راش شمشاد - ممرز انجیلی شمشاد -  بلوط شمشاد و... نخواهیم داشت بد بختانه این گونه با خشکیدگی رویشگاه جنگلی را به انبار باروت تبدیل کرده و گونه های اصلی رویشگاه  های خزری تحت تهدید جدی حریق جنگل هستند
متاسفانه باید نظاره گر  نا کامی ها باشیم ،عملیات اطفای حریق نا موفق را با امکانات محدود و  نیروهای فاقد آموزش و فیزیک مناسب و توان جسمی تجربه کنیم.  همان آزمون و خطا !

 این نوع نظاره کردن به مثابه  این است که بر یک منظره که به بلعیده شدن و در کام مرگ رفتن عزیزی منتهی می شود، در عین نا توانی در امداد و نجات او  نظاره کنی که  درد مندترین وضع و حالت شکنجه شدن است
پاییز جنگل را همیشه دوست داشتم ، اما پاییز امسال را پر باران دوست دارم
خدا کند که اشک آسمان به حال  زار شمشاد مدام ببارد !