آیا اجرای این طرح ها برای دریاچه ارومیه نجات بخشند؟
درحالیکه تپش قلب دریاچه به شماره افتاده و برای احیا شدن، محتاج آب است و روش احیا کردن تزریق کردن است . باید به مثابه احیای قلب که بلا فاصله خون تزریق می کنند تا قلبی احیا شده و بتپد ، به دریاچه باید آب داد تا حیات دریاچه تجدید شود
دلخوش بودن به نتیجه اجرای این نوع پیشنهادات بسیار خوشبینانه است، این طرح ها مؤثر نیست و جوامع انسانی متأثر از خشک شدن دریاچه نگران تر خواهند کرد و امید به دستیابی روش های نجات دریاچه را در مرور زمان غیر ممکن می کند.
البته از کارگروه نظریه پردازی که اعضای آن هیچ میدان اجرایی را در سطح کارشناسی تجربه نکردند نباید انتظاری بیش از این داشت و از آنها برنامه عملیاتی برای احیای دریاچه خواست
در بین پیشنهادات مطروحه، باز کردن دریچه سدها به روی دریاچه ارومیه به چشم نخورد، آیا در بین ضرر هر چه بگیری منفعت است ! اگر اجرای این طرح ها برای دریاچه آب نشود برای مجریان طرح ها نان می شود؟
لایروبی- اجرای آیین نامه مصرف بهینه – هیدروگرافی و تعیین حد بستر دریاچه ( که در جدول 2 و 4 دیده می شود و تالاب های اقماری که با این عبارت امشب آشنا شدیم ) مطالعه - شناسایی – جلوگیری از برداشت های غیر مجاز و مطالعه و اجرای بهسازی کانال مجموعاً نتایج مزیت داری نیستند !

آیا واقعاً موارد مندرج در جدول زیر راه نجات هستند. با توجه به میزان مصرف و میزان ریزش های جوی و رژیم آبی رودخانه ها اساساً اجرای این طرح ها چه ارتباطی با نجات دریاچه دارد.

ایجاد کار و وطیفه جدید برای بخش خود جهت گرفتن اعتبار و توسعه تشکیلات راه نجات نیست.
درکدام یک از طرح ها در جدول زیر مانند، راه اندازی ایستگاه و آزمایشگاه- انتقال آب به جزیره های دریاچه - ایستگاه هیدروگرافی- مطالعات – پایش کمی کیفی - افزایش آگاهی عمومی - مطالعات جامع – تدوین و استقرار، نتیجه نجات دریاچه ملحوظ شده است.

اگرخوشبین نیستم به این جهت است که قلب